منشأ هیجان گاهی مشخص و قابل شناسایی است، اما در مواردی نیز منشأ آن نامشخص و مبهم باشد. هیجان ممکن است ناشی از محرکهای بیرونی مانند رویدادها و اتفاقات پیرامونی باشد، یا از منابع درونی همچون افکار، خاطرات و احساسات فردی سرچشمه گیرد. بنابراین، منشأ هیجان میتواند هم از عوامل محیطی و خارجی و هم از عوامل ذهنی و درونی فرد نشأت بگیرد.
غم:اگر کسی دچار غمی است و به این مساله آگاه بوده و برای بیرون آمدن از آن تلاش می کند، پس هیجان او الزاما منفی نیست، اما اگر برای رهایی از غم تلاش نکرده و غم او به مرحله افسردگی وارد شود، اینجاست که دچار هیجان منفی غم و افسردگی شده است. بنابراین در بحث هیجان آنچه مهم است، میزان تاثیرگذاری هر هیجان روی روند عادی زندگی فرد است. احساس منفی در روان شناسی به «درد» تعبیر می شود. درد نشان می دهد که بخشی از بدن به درستی کار نمی کند و برای درمان آن باید اقدام کرد. بنابراین حس منفی باید شناسایی شده و سپس برای درمان و تسلط بر آن برنامه ریزی کرد.
برای تخلیه هیجان ها راه هایی مانند فریاد زدن در فضایی خاص مثلا کوه و دشت و خنده درمانی به افراد پیشنهاد می شود، اما این شیوه ها، روش درست تخلیه هیجان نیست. به این دلیل که برای تخلیه هیجان هر فرد باید شاخص های «فردی» مختلفی مانند توانایی ها، نقاط ضعف، روش هایی که او خودش برای تخلیه هیجان انتخاب کرده، دلیل عدم موفقیت، میزان موفقیت احتمالی در روش های انتخابی همگی مورد نظر قرار گرفته و سپس روشی خاص، ویژه همان فرد برای تخلیه هیجان انتخاب شود. بنابراین روش های کلی برای تخلیه هیجان همه افراد مناسب نیست.
تخلیه هیجان:در این شرایط، فرد با روشی سودمند، احساس های منفی آزاردهنده را از بدن خارج می کند. در تخلیه هیجان، فردی که با هیجانی درگیر است، آن را به صورت رفتار در می آورد، برای مثال درباره آن حرف می زند. به این ترتیب شخص مورد نظر با مشکل مواجه شده است. راه رهایی از هیجان های منفی، به رفتار درآوردن و به این شکل تخلیه کردن آنهاست. تا زمانی که فردی درباره حس و هیجانش حرف نزند، نمی تواند با آن رو به رو شده و حس منفی را شناخته و آن را تخلیه کند. نکته مهم دیگر این که، تخلیه هیجانی، فرآیندی است که باید به بینش برسد. به این معنی که شخص باید با هیجان هایش آشنا شده، به بینشی درباره هیجان هایش برسد و سپس با آگاهی از آنها، هیجان ها را تخلیه کند.